دكتر عقيقى بخشايشي

855

چهارده نور پاك ( فارسي )

توجيه شرعى خونريزيهاى بى امان حجاج بن يوسف ثقفى و ميخوارگى و هرزگى يزيد بن معاويه ، ووليد بن مروان ، و يزيد بن عبد الملك كه اوالأمر معرفى شده بودند مسائل مختلفى را مطرح مى ساختند مانند : مسألة جبر و اختيار و سرنوشت مرتكبين گناهان كبيره وصغيره ، مخلد بودن آنان در آتش يا عدم آن ، قبولى توبه يا عدم پذيرش آن ، مسئلهء عدل و ظلم و مطرح شدن مسألة " منزلة بين المنزلتين " وتأويل گران آيات الهى در خصوص آيات مربوطه موجى از ناآرامى و اضطراب و تشويش فكرى را بوجود آورده بودند . پيروان مكاتب اشعرى ومعتزلى ، قدرى ، جبرى ، خوارج ، شعوبيه در تكاپو و تلاش بودند مكاتبى كه اغلب محصول تصادمات سياسى و اجتماعى بودند در محيط اسلامى نضج گرفته و روز به روز رشد مى يافتند . حكومت زور مروانيان ، شعراء و گويندگان بى تعهد را به حمايت از خويشتن برانگيخته بودند و اين عوامل و انگيزه‌ها موجب گرديده بود كه از اطراف جهان اسلام ، علما و حقيقت جويان براى توجيه و تحكيم عقايد و معارف خود ، به سوى هر آن كس كه شايستگى امامت و هدايت عقلى و الهى واقعى را دارند ، رو آورند و خود را از تنگناها و فشارهاى روحى و وجدانى آسوده سازند تا درست به احكام الهى عمل نموده باشند و دين خود را جهت دنياى ديگران نفروشند . امام باقر ( عليه السلام ) و متعاقب او امام صادق ( عليه السلام ) مراجع وملاذهايى بودند كه مردم مسلمان ، آنان را به راستى مورد توجه و عنايت خاص خود قرار مى دادند و به صورت پنهان يا آشكار به آنان مراجعاتى داشتند و مشكلات دينى خود را با آنان در ميان مى نهادند . عصرى كه امام باقر ( عليه السلام ) در آن عصر مى زيست عصر رنسانس علمى در جامعهء اسلامى بود ، زيرا با گسترش روز افزون اسلام و پناه آوردن كشورهاى متمدن آن روز به آغوش اسلام ، طبعا دامنهء سئوالات در مسائل مختلف اسلامى ، گسترده تر و وسيع‌تر مى نمود و چه كسى براى پاسخگوئى به اين نيازهاى فكرى ، شايسته تر از وارث حقيقى علم و دانش